مبينامبينا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

عشق مامان وبابا

33 هفته

خدا جونم مثل همیشه اول شکر و آخر شکر  خدایا ممنونم خدایا روزها داره میگذره ومن دارم به دیدن دخترم نزدیکتر میشم ای خدا ممنونم ای خدا باورم نمیشه اولین باری که این  جا نوشتم  بی بی چکم نیمه مثبت بود وآزمایشم مشکوک خدایا ولی الان دخترک نازم تو وجودم در حال شیطونی کردنه ومن از احساس مادری سرشارم ای خدا ممنونم خدایا تا ۵ هفته دیگه میتونم دخترم رو ببینم خدایا یک هفته دیگه هم گذشته خدایا باز هم کمکم کن من بدون کمک تو نمیتونم خدایا من بدون رحمت ولطف تو نمیتونم خدایا کمکم کن وصد هزار مرتبه شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر واما دخملک ناز من پارمیس کوچولوی من امروز ۳۳ هفته شد ماشاللههههههههههههههههههههههه دخملکم دیگه کم موند...
24 مرداد 1390

34 هفته

خدا جونم شکرت خدایا هزاران مرتبه شکر به این همه نعمت های زیبا شکر خدایا ممنونم یک هفته دیگه هم گذشت ودخمل کوچولوی من تو وجودم داره بزرگ میشه خدایا شکرت تا ۴ هفته دیگه میتونم ببینمش  وتو چشمهای خوشگلش نگاه کنم خدایا شکرت که تو لحظه های سخت انتظار  کمکم میکنی خدایا صبورم کن من خیلی به هم  ریختم خدایا کمکم کن  خدایا کمکم کن ... واما دخمل نازم که این روزهای اخر بد جوری دلم هوای دیدنت رو کرده مامانی من خیلی میترسم من خیلی می ترسم میترسم از دستت بدهم  تو رو خدا تنهام نذاری ها امروز دخملم ۳۴ هفته شد  خدایا شکر البته دیشب تا ساعت یک نصفه شب  به خاطر انقباض های کاذب زایمان تو بیماستان بودیم واای چه لحظه های بددددددددی بود با اینکه خیلی دلم میخواس...
24 مرداد 1390

35 هفته و2 روز

خدا جونم مثل همیشه اول شکر وآخر شکر خدایا ممنونتم خدایا من بنده بد تو هستم وتو خدای مهربونم هستی خدا جونم از روزهایی که گذشت ممنونم واز روزهایی که مونده باز هم کمکم می خواهم خدا جونم کمکم کن خدا جونم ممنونم شکر هزاران مرتبه شکررررررررررررررررررررررر واما پارمیس کوچولوی خوشگل من امروز ۳۵ هفته و۲روزش بود  وبا توجه به وضعیت روحی وجسمی ودردها ومشکلات زیادم  خانم دکترم گفت که ۳۷ هفته سزارین میشم ودختر کوچولوی نازم رو درآغوش میگیرم خدایا هزاران مرتبه شکرت یعنی کمتر از ۲ هفته دیگه روز دیدار من ودخملکم میرسه آخ که دلم پر میکشه برای دیدنش یعنی میبینمش؟ یعنی زنده میمیونم از این همه شوق ؟ میترسم قلبم از خوشحالی از کار بیفته البته به همسرم گفتم اگر من...
24 مرداد 1390

هفته 36

خدا یا شکرت مثل همیشه صدها هزار مرتبه شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خدایا ممنونم باورم نمیشه من  تا هفته دیگه این موقع دخترم رو میبینم یعنی من لیاقت مادر شدن دارم واای خدای مهربونم دوست دارم کمکم کن این یک هفته برام راحت بگذره خدایا ممنونم ممنونم ممنونم ... خدایا تا همیشه کمکم کن خدایا فقط از تو میخواهم کمکم کنی که جز تو کمک هیچ کس رو نمیخواهم خدایا شکرت واما دخمل نازنازی من امروز ۳۶ هفته شد ماشاللهههههههههههههههههههههههههههههههه ویک هفته دیگه این موقع اگه خدا بخواهد تو بغلمه واای یعنی میشهههههههههههههههههه دیگه آماده هستم همه چی آماده ورود پرنسس کوچولو به خونه هست بابای پارمیس هم  بی قرار دیدنش هست این رو از چشمهاش میبینم   خیلی ...
24 مرداد 1390
1